عشقی پر از ارزو

مَن دِلَــمـ میخوآد یِهـ پِسر دآشتهـ بآشَمـ عِینـ تو:

چِشآشـ عین تو

صِدآشـ بهـ قَشنگی تو

قَدشـ بِشهـ هَم قد تو

موهآش کُپـ تو...

اَصن هَمه چیشـ عِین تو

دِلمـ میخوآد وَقتی دِلمـ بَرآتـ تَنگ میشهـ

اون رو بِبینَم اِنگار تو رو دیدَمـ

تورو بِبینَمـ اِنگار اونو دیدَمـ

دِلم میخوآد عَ تو دوتآ دآشتهـ بآشمـ

عِشقمـ یکی تو یکی ثَمره عِشقمونـ

نوشته شده در چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 21:7 توسط 2ashegh|
چقدر خوب است
دیدن تو!
حتی در پشت این صفحه ی گوشی...
چقدر خوب است
که من به نیت تو مینویسم،دلتنگی هارا
وتو به نیت من میخوانی،عاشقانه هارا

نوشته شده در چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 21:5 توسط 2ashegh|
زندگی من وتو به هم ربط دارد
اگر بی ربط بود
هیچوقت خدا ما را به هم نشان نمی داد
باور کن!

نوشته شده در چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 21:3 توسط 2ashegh|
بــه نــظــر مــن مَــرد بــاس هــر شـب دَس خــانــومـشـو بـگـیـره و
بـبـره لـب پـنـجـره بـگـه....
سـتــاره هــای اسـمــونــو نـیگـاه کـن ...اونــم مـاهـشـونــِـ...
حــالــا مــنــو نــیـگــاه... تــو هــم مــاه مــنــی....

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 18:52 توسط 2ashegh|
خـــودم خــواســـتم پــاےِ عشقـــت بمونــــــم
دیگـــه بــــے "تـــــــو" محـــاله،نمــــــے تونــــم
خـــودت خــواســـتــــے نـفـــس هــامـون یکــــے شــه
بـــــے اندازه "دوســـــتت دارم" همیــــــشه
خـــودم خواستـــــم بــه ایــن حــس مــُـبتــلا شـــم
از ایـــن بیشـــــتر بهـــت وابســـته باشــم
خــودت خواستــــــے تــو دنیـــام پــا بــذارے
همیــــشه تــوے قلــبم جـــاتو دارے،تـــو قلبـــــــم جـــاتو دارے....

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 18:51 توسط 2ashegh|
یه آقای خوب ینی ..
وقتی نصف شب نفسات با لرزه، فوری بیدار شه ..
ببینه پتوت از روت افتاده و توام خوابــــــــــــــــــی داری میلرزی ..
نوازشت کنه با اینکه تو اوج خوابی اما گرمای دستاشو رو بازوات حس کنـــــــی..
بوست کنه پتوتو بکشه روت در گوشت بگه بخواب عزیــــــــــزم...

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 18:51 توسط 2ashegh|
تویی که ارامش را در وجودم زنده کردی

تویی که برایم واژه دوست داشتن را معنی کردی

تویی که حس شادی و سرخوشی را در من زنده کردی
.
.
.
آری تو... تو ای معنای زندگی من
دوستت ღ دارم............

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 18:50 توسط 2ashegh|
یعنی می شود روزی برسد که بیایی مرا در آغوش بگیری . . .
بخواهم گله کُنَم ، بگویی هیس ، همه کابوس ها تمام شد . . .
در گوشم بگویی : برای همیشه ماله من شدی . . .

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 18:50 توسط 2ashegh|
چطور از خدا معجزه میخواهی؟
به خودت نگاه کن....،
معجزه یعنی چشم هایت.....!
دوستت دارم عشق اول و آخرم....

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 18:49 توسط 2ashegh|
ارامتر بگو دوستت دارم....بگذار صدای گرم نفسهایت دیوانه ام کند!...

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 18:48 توسط 2ashegh|
عشقم!نمی تونم بهت قول بدم که مشکلاتمون حل کنم ولی می تونم بهت قول بدم که نمی ذارم تنهایی باهاشون روبه روبشی...

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 18:47 توسط 2ashegh|
بذارهمیشه مثل الان احساس خوشبختی کنم احساس کنم همتا ندارم! احساسی که توبامحبت همیشگیت یهم دادی اره من همتاندارم!چون تورودارم چون هیچ کسی عشقی به مهربونی عشق من نداره همنفسم تموم لحظه های قشنگی که برام ساختی روتاابدتوذهنم نگه می دارم تاروزی که پیرشی

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 16:43 توسط 2ashegh|
همین خوبه که غیر از تو همه از خاطرم میرن...

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 16:41 توسط 2ashegh|
نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به اندازه ی تو
نمیدانم چون تو را دوست دارم نفس میکشم یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم
نمیدانم زندگیم تکرار دوست داشتن توست یا تکرار دوست داشتن تو زندگیَم !!
تنها میدانم ، بسیار میخواهم تو را . . . بسیار…

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 10:37 توسط 2ashegh|
گاهی وقتی یه دختر میپرسه چی بپوشم؟ منتظر اینه که عشقش بگه حق نداری اون لباس تنگت رو بپوشی یا اون ساپورت لعنتیت رو... افتاد ضعیفه؟؟؟
 بعد دختره لج کنه ( البته تو دلش داره قند آب میشه) و بگه هر چی دوست دارم میپوشم به تو هم ربطی نداره... بعد آخر سر سنگین ترین لباسش رو بپوشه و بگه تموم لباس های دنیا فدای یه لبخندت.

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 10:37 توسط 2ashegh|
دوست دارم به اون خدا به عشقمون قسم
خدا تورو آوورده واسه من
بمون نرو
همینه آرزوم
عشق تویی شدی تموم زندگیم
فقط بگو همیشه باهمیم
بمون بذار یه راهی پیش روم...

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 10:33 توسط 2ashegh|
ببین گوش کن :
فرقی نمیکنه من و تو متولد کدوم برج سالیم ،
مهم اینه که اگه تو نباشی من همیشه برج زهرمارم . . .

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 10:33 توسط 2ashegh|
عشق من امشب شب تولدته. پارسال نتونستم این شبو خوشحال باشم چون ازت دور بودم. ولی امسال دارمت.کنارت خوشحالم. خنده هام واقعیه و اون وقتی واقعیتر میشه ک پیش خوده خودت باشم. خوشحالن ک دومین سالیه ک تونستم تولدتو بهت تبریک بگم. میخوام بهت بگم رامتین من با وجود تو تو زندگیم شادم.اگ نفس میکشم واسه اینکه تنها انگیزه ی زندگیم تویی عشقم. از خدا از ته دل میخوام تا هروقت عمر دارم این شبو کنارت باشم. تولدت مبارک نفس من. خیلی دوست دارم.
نوشته شده در چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 22:47 توسط 2ashegh|
دیوانگی بد نیست
هوس کرده ام چنان گیج شوم از تو
چنان مست شوی از من
که زمین سرگیجه بگیرد
و اشتباهی سالی سیصدوشصت وشش دور بگردد
یک دور اضافه تر دور تو.
(برای بهترین هدیه خدا به من)

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 18:22 توسط 2ashegh|
پــایــیـز بــاشــه و یــه خــیـابـون پـُـر بــرگ پــایـیــزی...

وهــوای ابــری و نـــم نـــم بــــارونـــ و عـشــقــتــــ دسـتــاش تــو دسـتـــات بـــاشــهـــ...

مــگــهــ مــیــشـه عــاشقـــی نــکـــرد...

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 18:22 توسط 2ashegh|
عاشقانه ای زیبا:
خودمان کنار هم
سایه هامان بغل هم...
یک آرزوی زیبا........ !

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 18:22 توسط 2ashegh|
نم نم بارون...هوای مه الود...
جاده ی شمال و یه آهنگ رمانتیک...
یکی باشه کنارت...یکی که همه دنیاته
حتی خوابشم قشنگه... ^_^

مگه نه؟؟

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 18:21 توسط 2ashegh|
نمیدانم نامت را چه بگذارم؟!
مخاطب خاص؟!تمام زندگیم؟!دلیل بودنم؟!بهانه نفس کشیدنم؟!همه وجودم یا تنها عشقم؟!
به هر نامی که باشی،
آرام برایت جان میدهم...


(((((ندیده،عاااشق هم شدیم.....)))))

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 18:20 توسط 2ashegh|
مرد و زن ندارد
به نقطه ی ما شدن که رسیدی
شورانگیزترین باش برای عاشقانه هایت
میان مردمان شهر فریاد بزن "دوستـت دارم"
و اگر کسی چشم غره ای رفت
تنها دعایش کن تا عاشق شود ، همین !

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 18:19 توسط 2ashegh|
برای من همین خوبه بدونی بی تو نابودم
اگه جایی ازت گفتن بگم من عاشقش بودم
.
برای من همین خوبه که ازهرکی تورو دیده
شبی صدبار می پرسم ازم چیزی نپرسیده؟

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 18:18 توسط 2ashegh|
ﻣـــﺮﺍ ﺳــــﺮ ﺩﺳــتـــ ﺑــﻠﻨــﺪ ﮐـــﻦ ....

ﻭ ﺩﺭ ﻗــﻄــﻌــﻪ ﯼ ﻗــﻠــﺒــﺖ ﺑـــﻪ ﺧــﺎکـــــ ﺑــﺴــﭙــــﺎﺭ ....

ﺩُﺭﺳـــتـــ ﺩﺭ ﺭﺩﯾـــﻒ ﭼــﺸــﻤــﺎنــــتــــــ ...

ﻣــﻦ ﭘــﯿــﺸــﺘــﺮﻫــﺎ ﺑــــﺪﻭﻥ ﺗـــﻮ ﻓـــﺎﺗــﺤــﻪ ﯼ ﺩﻧــﯿـــﺎ ﺭﺍ ﺧــﻮﺍﻧــــﺪﻩ ﺍﻡ ....

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 18:18 توسط 2ashegh|

خوشحالم و هزاران بار خداي مهربان را شاكرم كه تو را به من هديه داد

خوشحالم و به خود مي بالم كه هميشه تو را در كنارم دارم

و چه لذت بخش است دوش به دوش تو قدم زدن ،

و از آن شيرين تر با تو همكلام شدن !

عشق ،قلب كوچكم را از خود بي خود كرده ،

چرا كه تنها تو را در ميان ديگران باور كرده است !

كاش زودتر از اينها تو را يافته بودم گل من .

زيرا احساس ميكنم با عشق تازه متولد شده ام!

حال ...تو مرا ليلاي خويش مي بنداري ،

ومن تو را مجنون عشق مي نامم !

تو مرا براي خود مي داني ،من نيز تو را از براي قلب خود مي دانم.

و چه زيباست لحظه ي رسيدن به اوج خوشبختي ،

زماني كه هر دو همديگر را براي هم مي خواهيم!

خالصانه و از ته قلبم ميگويم كه براي من معناي واقعي عشق تويي

نوشته شده در شنبه پنجم مهر 1393ساعت 23:12 توسط 2ashegh|

خوشبختی من


پیدا کردن تــــــــو


از میان این همه ضمیر بود

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه پنجم مهر 1393ساعت 23:11 توسط 2ashegh|
دلــــم مـــی خـــواد وقتـــی پیر شـــدمـــــ و دختـــرم ازمــــــ پــــرسید

عـــشقت کـــی بــــود ،؟

بتونــــم بــــا دستــــم بــــه اتــــاق اشاره کنــــم و بــــگم : اونـــجا نشسته..

نوشته شده در پنجشنبه سوم مهر 1393ساعت 21:29 توسط 2ashegh|
"تــــو" با همه ی جهــــان فـرق داری
و مـن عــاشــق همین حـس تبعیضـم !

نوشته شده در پنجشنبه سوم مهر 1393ساعت 21:28 توسط 2ashegh|

آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
Design By : ghalebeweblog.ir